الینا طاهریالینا طاهری، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

دختر طلایی مامان الینا

تشکر از دوستان

مامانای مهربون دوستا یگلم مامان فرزانه مامام شادی مامان دوقلوهای عزیزم مرصی از این همه محبت و همراهی الحمدالله الینا دیشب بعد ازاینکه سرم براش زدیم خیلی بهتره به زودی میام و اخبار دقیق رو می نویسم این روزا گرفتار دختر طلایی هستم بازم ممنون از این همه لطفی که به ما دارین
21 آذر 1392

ویروس ....

همین دیروز بود که تو نی نی وبلاگ خوندم یک ویروس بد اومده ....و خیلی نگران شدم اما طولی نکشید که دختر طلا عصری که از خواب بیدار شد به شدت اسهال و استفراغ بود همونجا بردیمش دکتر حتی صبر نکردم چند ساعت بگذره از بس که من از این ویروسهای گوارشی وحشت دارم دکتر معاینه کرد و دارو داد ولی دختر طلای نازنینم چند دفعه بالا اورد و دیشب حسابی تب کرد من و باباش تا صبح را بردیمش صبح هم دوباره اسهال ...استفراغ و تب..... دکتر گفت یکی دو روزی طول میکشه بچه ام خیلی مریضه............ ...
17 آذر 1392

گزارش مسافرت زنانگی

سلام دوستای گلم ممنون که با پیام های محبت امیزتون این مدت ما رو همراهی کردین بالاخره کارای تسویه حساب هم تموم شد و به قول مامانم نخم از تهران کنده شد دختر طلایی هم موقع برگسا انگاز ذوق زده تر بود و کلی تو قطار شیطونی کرد خدا رو شکر که کوپه دربست گرفته بودیم وگرنه معلوم نبود نفر چهارم تا مشهد دووم میاورد یا نه اینم عکس های دختر طلایی  تو این عکس هم رفت بود تخت بالای کوپه و گیر داده بود میخوام پیش مادرجون بخوابم!!!! ولی جاتون خالی مسافرت خوبی بود خیلی خوش گذشت! ...
16 آذر 1392

مسافرت زنانگی

شنبه دختر طلایی و مامانم و من عازم تهران هستیم تا بریم برای کارای تسویه حساب چون چند روزی باید بمونم اینه که دختر طلا رو هم می برم مامانم هم مثل همیشه همراه ما میاد خیلی برام زحمت کشید تا من در ارامش باشم الانم طفلکی داره چهار روز میاد تا پیش الینا باشه خدایا سایه پدر و ماد رو از سر بچه ها شون کم نکنه که تو زندگی واقعا نعمت هستند انشاااله شنبه اینده با خبرا و عکس های جدید بر میگردیم برامون دعا کنین ...
8 آذر 1392

شیرین کاری های دختر طلایی

دیروز دختر طلایی هوس کرد ناخن هاش رو لاک بزنه و از اونجا که خیلی مستقل تشریف دارن تصمیم گرفتن خودشون به تنهایی این کار رو انجام بدن... بعععععله اول از پا ...با دقت تمام اوج دفت دختر طلا در این عکس قابل رویت می باشد   حالا نوبت دستها .... حالا اون یکی دست... اینم نتیجه کار ..... قربونت برم عزیزم ...
7 آذر 1392