الینا طاهریالینا طاهری، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره

دختر طلایی مامان الینا

روز مادر مبارک!

پسرکی از مادرش پرسید : مادر چرا گریه   می‌کنی؟ مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمی‌دانم عزیزم، نمی‌دانم ! پسرک نزد پدرش رفت و گفت: چرا مامان همیشه گریه می‌کند؟ او چه می‌خواهد؟ پدرش تنها پاسخی که به ذهنش رسید این بود: همه‌ی زن‌ها گریه می‌کنند بی هیچ دلیلی ! پسرک از اینکه زن‌ها خیلی راحت به گریه می‌افتند، متعجب بود . یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می‌کند؛ از خدا پرسید: خدایا چرا زن‌ها این همه گریه می‌کنند؟ خدا جواب داد: من زن را به شکل ویژه‌ای آفریده‌ام؛ به شانه‌های او قدرتی دادم تا بتواند سنگی...
30 فروردين 1393

سال نو مبارک

دوستان گلم همراهان همیشگی سالی که گذشت برای همه ما شادی و نگرانی هایی در پی داشت اما به جد میگم حضور شما دوستان مجازی تحمل خیلی از سختی ها رو اسونتر کرد از همه تون ممنونم که در این یکسال کنارم بودین و با راهنماییهاتون کمک حالم شدین روی همه تون رو می بوسم و امیدوارم سالی سرشار از شادکامی و ارامش داشته باشید ...
21 فروردين 1393

اندر احوالت این روزای ما!

این روزا خیلی دلم میگیره وقتی عکس های الینا رو نگا میکنم .... بچه ام تو چهره اش غم نشسته ... دیگه اون خوشحالی سابق تو چشمای خوشگلش نیست !!! فکر کنم دلیلش اینه که من میرم سرکار و مثل گذشته کنارش نیستم...... خدایا .... دخترکم مامان رو ببخش اما می دونی تمام این ها به خاطر خودته می دونی مامان هر روز صددفعه عکس ها ت رو نگا میکنه می دونی دلش تاپ تاپ میزنه تا بیاد تو رو بغل کنه چند روز قبل وقتی صبح ها میخواستم برم بیدار میشدی و گریه میکردی دیشب برات توضیح دادم که من میرم سرکار و عصری که بیدار میشی میبنی من اومدم ... الهی فدای اون هوش و درک بالات بشم من .... منو بغل کردی محکم فشار دادی و بوسیدی ... عزیزم دخترکم تمام این دوری ...
15 اسفند 1392

حساسیت به پوشک مولفیکس

از وقتی دختر طلایی به دنیا اومد من پوشک های مختلفی رو براش امتحان کردم تا اینکه سر پوشک مولفیکس به توافق رسیدیم اما ماه پیش دیدم کنار پای الینا یه دونه قرمز زده با خودم گفتم یعنی چی ؟دلیلش چیه؟؟؟؟ بعد دونه ها بیشتر و بیشتر شد تا اینکه دیگه تمام قمستی که پوشک می کردم رو گرفت من احتمال دادم قارچ باشه البته من مرتب الینا رو عوض می کنم و هر دفعه هم که میشورمش کاملا خشکش می کنم و در معرض هوا قرار میدم .... خلاصه دختر طلایی رو بردیم پیش یه دکتر جدید که خیلی ازش تعریف میکردن و گفت بععععععععععله قارچه !!!! ما هم شروع کردیم برای این بچه 3 هفته درمان ضد قارچ اما اصلا جواب نمی داد تا اینکه در یک اقدام انقلابی دوباره بردیم پیش دکتر خود...
27 بهمن 1392

من الینا طاهری 48 ساعته پاکم!!!!

بالاخره یک پروسه سنگین رو انجام دادم و اون از شیرگرفتن دختر طلایی بود.....روش کار اینطوری بود که پنجشنبه مدیر گروه محترم فرمودن که دیگه باید از شنبه تا ساعت 3.5 الی 4 در دانشکده حضور داشته باشم این مساله خیلی فکرم رو مشغول کرد پس الینا چی؟؟؟؟شیرش چی؟؟؟؟ روزای قبل در مورد از شیر گرفتن الینا با مامانم صحبت کرده بودیم و قرار شده بود از این قطره های تلخ کننده استفاده کنم این بود که علیرغم میل باطنی رفتم داروخانه و یه چیزی گرفتم به اسم لاک تلخ که دور از جونتون مزه زهره مار می داد اومدم خونه و با دلی شکسته به الینا شیر دادم و هی گریه کردم مامانم می پرسید محلول رو زدی هی می گفتم باشه الینا بخوابه ....باشه الینا بیدار شه .....باشه دوباره شیر بخوره...
12 بهمن 1392