الینا طاهریالینا طاهری، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره

دختر طلایی مامان الینا

خرابکاری های الینا

1392/6/23 9:24
نویسنده : مامان الینا
693 بازدید
اشتراک گذاری

با اجازتون ما دیروز مشغول کارای خونه بودیم دیدم سر و صدایی از دختر طلایی نمی یاد پس مطمئن شدیم که دختر جایی مشغول خرابکاری هست ...رفتیم تو اتاق خواب و مچش رو گرفتیم که با این صحنه مواجه شدیم...تعجب

بله دختر طلا تشریف برده بودن سر لوازم ارایش مامان و خلاصه....با جیغ بنفش مامان روبرو شدعصبانی

 

یعنی این قیافه مظلوم دل ما رو کباب کرد و وقتی با صدای مهربانانه فرشتهازش پرسیدیم که پشیمون نیستی با این قیافه روبرو شدیم ....

و در انتها که یک لبخند نصفه و نیمه مامان رو که سعی می کرد پنهان کنه دید قیافه اش این شکلی شد...

یعنی چی .... یعنی بازم از این شیرین کاری ها برات دارم مامان جونمقلب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (18)

مامان حلما
23 شهریور 92 9:39
وااای خاله قربون این شیرین کاریات بشم من.تو رو خدا ببین چه جوری هم رژ زده
مامانی اگه به لوازم آرایش علاقه داره یه ست اسباب بازیش رو براش بگیر تا حرفه ای بشه و ما هم دیگه بیایم آرایشگاه الینا جون.


والا خاله جون خودت می دونی این شیطون ها چقدر باهوشن وقتی می فهمه الکیه دیگه نیگا هم نمی کنه !!!
مامان محیا
23 شهریور 92 11:10
الیناست دیگه دختر بلامحیا اگه یه کار اشتباهی بکنه میگه چیزی نیست چیزی نیست


بله معلومه از نظر اونا چیز نیست!
خاله فریبا
23 شهریور 92 11:13
عسل خانوم چه کاری کرده!!! اگه مامانی دیر تر رسیده بود حتما الینا جون عروس شده بود
خیلی نازی خاله جون


می بینی خاله خدا به داد رسید
مامان محیا
23 شهریور 92 11:18
خصوصی داری عزیزم
سارا
23 شهریور 92 11:43
من وقتی میرفت با ناخن گیر می شد
پرسش و پاسخ


ممنون گلم
نازی R
23 شهریور 92 11:56
بیا اینجا به دردت میخوره تو گوگل بزن "کپی پیست کن" بعد بیا کپی پیست کن R
مامان حلما
23 شهریور 92 12:16
سلام مامانی ممنون بابت آدرس وب آوا جون. خیلی دلم برا آوا جون و مامانش گرفت.خیلی سخته .خدا کمکشون کنه و بهشون صبر بده. بازم ممنون


عزیزم این حداقل کاری بود که می تونستم براشون بکنم از بین دوستام به اونهایی که فکر می کردم به این مسائل اهمیت می دن پیام دادم و ازشون خواستم به این مادر و دختر دلداری بدن!
محبوبه مامان الینا
23 شهریور 92 12:40
ای وروجک شیطون
تغییر چهره خیلی باحال بود


می بینید تو رو خدا ادم یک دقیقه نمی تونه این بچه رو به حال خودش بذاره!
محبوبه مامان الینا
23 شهریور 92 12:41
راستی چه خبر از جلسه دفاعتون؟


عزیزم فعلا وقت پیش دفاع گرفتم
مامان تینا و رایان
23 شهریور 92 14:50
هاهاهاها داره از الان تمرین میکنه مامانی


دقیقا!!!
بابای ارشیا
23 شهریور 92 15:28
سلام خواهر من در قسمت پرسشها از ناخن تون نوشتید . من تو سالها تحقیقم تو طب سنتی بارها با این ناراحتی مواجه شدم و خوشبختانه راه حل اسونی رو ابداع کردم . به هیچ وجه جراحی نکنید که هم درد داره و هم عود مکرر. اگر عکسی از ناخنتون رو می دیدم شاید راحت تر می تونستم روش درمان نهعایی و همیشگی رو براتون بگم . ولی به هرحال روغن کنجد و روغن زیتون رو با روغن ماهی به میزان مساوی با هم مخلوط کرده و بگذارید روی دمای کم اجاق 3 دقیقه تا داغ بشه بعد به اندازه یک عدد نخود نمک درشت به حدود نیم لیوان که از ترکیب سه تا روغن بدست آوردید همونجا روی اجاق بیفزاید بگذارید دو دقیقه دیگه رو اجاق بمونه . هر روز سه تا 5 بار ناخن مورد اشارتون رو با اون روغنها کاملا چرب کنید . به اندازه کوچک تر از یک دانه لپه پنبه رو گرد کرده و با روغن آغشته کرده زیر گوشه ای از ناخنتون که فرو میره بگذارید . مطمئن باشید با این کار در عرض یک هفاه مشکلتون برای همیشه حل میشه
مامان یسنا
23 شهریور 92 18:45
بهار مامانه برسام
23 شهریور 92 19:56
جون دلم عزیزم
خوشمل خانم شما رو خدا آرایش کرده و هزار ماشالله خودت خیلی نانازی
قربون شکل ماهت برم که هوس کردی آرایش کنی
چقدرم خوشمل آرایش کردی
مامان مهربونش مگه چیه خوب دخملی دوست داره تویه خونه آرایش کنه حالا یه کم غلیظ شده طوری نیست
دخملی بازم از این شیرین کاری های خوشمل بکن نگران نباش ما خودمون میایم پیش مامان مهربونت سند میزاریم که ازت ناراحت نشه
مامانی الان کله ی منو میکنه


دست شما درد نکنه نکنه این بچه خیلی کمرو و خجالتی هست حالا شما هی تشویقش کن![

بهار مامانه برسام
23 شهریور 92 19:58
خانمی مهربون
گلم ممنون از لطف و محبتی که نسبت به من داری
عزیزمی به خدا
مهربونم چشم ...به روی جفت چشام الان کاری رو که گفتی انجام میدم
چقدر شما مهربونی که به فکر بقیه هم هستی
خدا حفظت کنه
خدا به وسعت دل پاکت بهت خیر و برکت بده
از خدا ممنونم که سبب آشنایی من با شما مامانای مهربون رو که دلاتون دریاست رو فراهم کرده
خدا نازگل خوشملت رو برات حفظ کنه
بازم ممنون از محبتت
شب خوبی داشته باشی



خوبی از خودته گلم شما هم خیلی انسان دوست داشتنی هستی انشاالله همیشه در زندگیت موفق باشی
مامان محیا
24 شهریور 92 9:50
ممنون عزیزم حرفات مثل همیشه به من آرامش داد حتما همین کار رو میکنم دیشب همسری هم همین پیشنهاد رو داد باز هم ممنون




خواهش می کنم گلم خوشحالم که تونستم کمک کنم عزیزم باید خودت از ته دل بخوای و براش تلاش کنی


مامان یسنا
25 شهریور 92 10:11
آخی نازی گلم چیکار کردی با خودت خاله؟!!


می بینی خاله حالا فرض کن اگر دیرتر رسیده بودم چی میشد؟؟؟؟
محبوبه مامان ترنم
25 شهریور 92 13:51
عزیزمممممممممممم. چه شیطونه قیافه اش. امان از این فسقلی ها که همیشه ادم رو غافلگیر می کنن. ماشاالله


مرصی گلم خدا نی نی ناز شما رو هم به سلامت حفظ کنه!
مامان شایان
28 شهریور 92 14:52
عزیزم خیلی با مزه بود. امان از دست این بچه هاااااااااااااااااااااا


واقعا!