الینا طاهریالینا طاهری، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره

دختر طلایی مامان الینا

صحبتی با دخترم

1392/6/14 10:27
نویسنده : مامان الینا
1,193 بازدید
اشتراک گذاری

مادرم دخترکم چقدر دلم می خواد بنویسم از تو که هر روز بزرگ تر میشی از تو هر روز تغییر می کنی و من دلخوشم به تو ....

به تو که الان دیگه مامان صدام می کنی... به تو که هر وقت میترسی سریع میای و پاهای منو بغل می کنی ... به تو ه وقتی خرابکاری می کنی میای دست منو میگیری می بری تا نشونم بدی و بعد میگی بد بد ...به تو که تمام دنیای منی ...به تو که وقتی چیزی بهت میدم بخوری میای کنارم دهن کوچولوت رو باز میکنی و به من میگی آ...آ... و سعی می کنی اونو تو دهن من بذاری 

مهم نیست که دیگه یادم نمی یاد اخرین بار کی تمام شب رو خوابیدم....اخرین بار کی با خیال راحت غذا خوردم...اخرین بار کی با ارامش خرید رفتم ...تو و فقط تو همه دنیای منی 

نازنینم اینقدر زود بزرگ نشو بذار با هم غرق در دنیای کودکی تو باشیم... بذار مامان بی دغدغه تو رو در اغوش بگیره... بذار مطمئن باشه که همه کس و همه چیزه دنیای تویه... بذار مطمئن باشه که تو هم بی دغدغه بغلش می کنی ...

دختر طلای مامان اندازه تمام ستاره های اسمون واسم عزیزی نازنینم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان کیاراد
14 شهریور 92 10:44
سلام مامانی ....ممنون که به ما سر زدید...خوشحال میشیم بیشتر پیش ما بیایید...
مامان محیا
14 شهریور 92 11:29
وای چقدر با احساس باور میکنید که من هم همچین پستی رو میخواستم بزارم و میخواستم ذخیره کنم که محیای بلا اومد و رو لپ تاپ آب ریخت حالا من و همسری میدویدیم دنبال سشوار ولی خدا رحممون کرد محیا هم فهمید که کارش خیلی اشتباه بود رفت زیر پتو و خوابید

حالا که متن زیبا وپراحساستو خوندم یاد اون شب افتادم .




مرصی عزیزم از این همه محبتت لپ تاپ درست شد؟؟؟؟






مامان محیا
14 شهریور 92 11:40
آره شکر خدا با دویدن های همسری و یک ساعت سشوار گرفتن روی لپ تاپ بالاخره درست شد اگه میسوخت ارتباطم هم با شما میسوخت


خدا نکنه!
مامان تینا و رایان
14 شهریور 92 13:35
خیلی با احساس نوشتی عزیزم..به قول خودت من و شما نقاط مشترک زیادی داریم..من هم پستهای این چنینی زیاد نوشتم


اره این حرفهای دل هر مادریه
عاطفه
14 شهریور 92 19:17
خیلی قشنگ بود.


به پای شما که نمیرسه
مامان حلما
15 شهریور 92 14:28
چه زیبا.همه این دلشوره ها و بی خوابی ها و... می ارزد به فرزندی که کنارمان هست تا شادی ها را به کاممان شیرین تر کند .


ولی بعضی وقت ها هم خوب ادم رو دیوونه میکنن